محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

56

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

درست بود ، در اين صورت دو پاداش به او داده مىشود . اما اگر اجتهادش به خطاى در حكم منجر شد به او يك پاداش داده مىشود . » « 1 » ( فإن أبيتم إلّا أن تزعموا أنّي أخطأت و ضللت ) روى سخن در اين‌جا با خوارج است كه امام عليه السّلام را به دليل پذيرش حكميت به كفر متهم كردند . سخن ابو زهره درباره خوارج با توجه به اين سخن امام عليه السّلام تقويت مىشود : « اگر به گمان خود جز اين نپذيريد كه من خطا كردم و گمراه گشتم . » يعنى خوارج هر كس را كه بر خلاف آنها اجتهاد مىكرد ، كافر مىدانستند . در شرح ابن ابى الحديد بر نهج البلاغه آمده است : « خوارج جامعه را به دو بخش دار الاسلام و دار الكفر تقسيم كردند كه بيرون رفتن از آن براى هركسى ممكن نبود و برخى از آنها كودكان و حتى چهارپايان را مىكشتند . « 2 » امام عليه السّلام براى آنها با آن‌چه در ادامه مىآيد دليل مىآورد : ( فلم تضلّلون عامّة أمّة محمّد صلّى اللّه عليه و إله بضلالي ) اگر همان‌گونه كه شما گمان مىكنيد بپذيريم كه من اشتباه كرده‌ام ، ديگر جرم مردم بىگناه چيست ؟ ! چرا راهزنى مىكنيد و مردم را با ستم و دشمنى مىكشيد ؟ ( سيوفكم على عواتقكم تضعونها مواضع البرء و السّقم و تخلطون من أذنب به من لم يذنب ) كه در اين‌باره خداوند پاك مىفرمايد : « و هيچ باربردارى بار [ گناه ] ديگرى را برنمىدارد . » « 3 » با اين‌كه اين آيه گناه هر كسى را فقط بر دوش خود او مىنهد ، چگونه با نام اسلام به كفر متهم

--> ( 1 ) . « اذا حكم الحاكم فاجتهد فاصاب فله اجران ، و اذا حكم فاجتهد فاخطا فله اجر » كتاب الام ، شافعى : 6 / 216 ؛ المجموع : 20 / 149 ؛ مختصر المزنى : 299 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه : 4 / 136 و 8 / 113 . ( 3 ) . وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى انعام / 6 : 146 .